کاش اگر دختری وارد زندگیم میشود مانند خودم رسته از خیلی چیزها باشد. دستش را که گرفتم با من بیاید تا آن دوردستها که پای هیچ آشنا و دوست و خویش و قومی به آنجا نرسد. فقط خودم و او باشیم و زندگی. علفهای هرز را باید کَند و دور انداخت.
باید رفت...
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
در تمام عمرم، باران روی شیروانی را تنها شنیدهام. باران این را دوست ندارد و احساس میکند دارد تلف میشود...
خداحافظ گاری کوپر _ رومن گاری
کتاب را نخواندهام
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
گر کافر و گبر و بتپرستی باز آ...
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
دریافت (از آلبوم لولیان)

برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برای پست قبل گفته است "ایمان آوردی کازیمو" با کلی علامت سوال. و من میگویم "نه" با کلی علامت تعجب. ما صدای لاهوتی حضرت ناظری را شنیدیم و روحمان بسی قبض و بسط یافت و به قول حضرت مولانا اخوان چیزی نمانده بود مسلمان شویم باز. الحمد لَه که خطر از بیخ گوشمان گذشت اگرنه که چیزی نمانده بود الحق. آن صوت لاهوتی هدیهی کازیمو بود به خداباورانِ جمع، اگرنه مدتهاست که برای ما خدای شارع و خدای حاسب مرده است به مرگی پنهان.
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
وبلاگنویسی را امری جوششی میدانم نه کوششی. میان ذهن وبلاگنویس و صفحهی سپید وبلاگ باید کمترین فاصله باشد. از این نظر، "وبلاگ"های اندکی را در فضای مجازی دیدهام. روزانهنویسان قرابت بیشتری با وبلاگنویسی حقیقی دارند.
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
انسان بیامید انسانی مرده است. و من مردهام
انسان بیسپر انسانی مرده است. و من مردهام
انسان بیرویا انسانی مرده است. و من مردهام
انسان بیتلاطم انسانی مرده است. و من مردهام
انسان بیآرمان انسانی مرده است. و من مردهام...
انتهای راهرو، اتاق ۱۳، روی تخت سوم
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
الا یا ایّها الساقی أدِر آن کأس بی مِی را...
- دوری بیهوده و عبث و فاقد معنا. زیرا قدح بیمی است، اما ناگزیر از گردشی بیانتها.
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
قدرت ذاتا فسادآور است. باید قدرت را تحدید کرد تا فرعون درون انسانها به بند کشیده شود. اگرنه این انانیت مستتر در ذره ذرهی وجود آدمی، جهانی را به آتش خواهد کشید.
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
هنوز لطافتِ پوستِ تنی را لمس نکردهام. هنوز لبانم سرخیِ شرماندودِ لبانی را نبوسیده است. هنوز پریشانیِ گیسوانی را نبوییدهام، هنوز در شب گیسوانِ کسی به خواب نرفتهام. هنوز عشق را تجربه نکردهام. تا به حال عاشق نشدهام. عشق چه طعمی دارد؟
من جوانی نکردم اما جوانی مرا...
اما زمانه مرا...

برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
از اولین ظلمهایی که پدر و مادر میتوانند در حق فرزند خود انجام دهند (بعد از ظلم به دنیا آوردن فرزند) انتخاب نامی برای فرزندشان است که بار ایدئولوژیک داشته باشد. یعنی دلالت بر اعتقاد و باور و مسلک و منش خاصی بکند. نامهای اینچنینی گویی از همان ابتدا انسانی را در حصار تنگِ دین و آیینی خاص محدود و محصور کردهاند و او را بر آن طریق و مسلک، بردوام خواهند. و این یعنی ظلم، اجحاف و جفا در حق یک انسان.
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
به زانکه طفیل خوان ناکس بودن
با نان جوین خویش حقّا که به است
کالوده به پالودهی هر خس بودن
ظاهراً «حضرت خیام»

برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری
برچسب:
نویسنده: بهراد بختیاری